زين العابدين شيروانى

637

بستان السياحه ( فارسي )

حاصل آمد و اكر بيند كسى به او جماع كند از غمها فرح يابد و اكر بيند با پادشاه جماع مىكند نزد او مقرّب شود و اكر بيند با ترسا و يهود و كبر جماع كرد كار دنيوى او نظام كيرد و اكر بيند با چهارپا مجامعت كرد و ندانست چه حيوانست به دشمن ظفر يابد و اكر بيند با مرغى از مرغان جماع كرد نيك باشد و اكر با فاخته جماع كند مال حرام يابد و اكر با كنيزكى جماع كند از پادشاه چيزى يابد و اكر با مادر خود جماع كند حجّ رود يا نيكى يابد بالجمله جماع كردن خوبست الّا به دُبر زن و مرد كه بدعت است جنازه حضرت صادق ع فرمايد كه بزركى و ملك و عزّت و جاه بود خاصّه كه مرده يا جنازه سبك باشد و اكر بيند كه قومى از دنبال جنازه‌اش در هوا شدند مرد بزرك از آن شهر در سفر بميرد و اكر خود را در جنازه بيند چنان كه بر زمين مىرفت سفر كند جنب خود را جنب ديدن سفر باشد و مراد يابد و اكر با زن خود جنب بيند بهتر باشد از حرام جنك كردن آدمى با آدمى و حيوان با حيوان سرانجام كار نيك باشد و بر دشمن ظفر يابد چنكال حضرت صادق ع فرموده قوّت و توانائى در كارها و معيشت نيكو و كسب كردن بود چنك چنك زدن كلام باطل بود و اكر بيند پادشاه او را چنك داد بزركى يابد جهود اكر بيند كه جهود شد به راه بدعت افتد و جهودان را نصرت دهد كرمانى كويد كه اكر بيند كه جهود يا ترسا يا بت‌پرست يا مشرك شد بر ضلالت افتد حضرت فرمود كه اكر جهودى بيند كار مشكل او را پيش آيد و اكر بيند كه جهودى مسلمان شد زود بميرد يا مسلمان شود جو چيز اندك بود و حضرت فرموده كه مال بسيار بود كه آسان بدست آيد جوال مردى بود كه كار خلق را بهم پيوند كند جوان اكر بيند كه جوان شد و محاسن او سياه كشت از دشمن خوارى بيند و مرادش حاصل كردد و غمكين شود جوراب كويند زن و خادم بود و حضرت فرموده كه مال باشد جوشن حضرت فرموده كه بزركى و پناه و قوّت و مال و زندكانى و مرد مؤمن و زيادتى در دين بود جولاه مردى نيك و يا مسافر كه در عالم كردد و اكر بيند جولاه جامهء مىبافد با كسى جنك كند جوهر اكر كسى بيند كه جوهرى يا مرواريدى و آنچه بدان ماند خريد و ملك او بود صاحب او عالم ديندار بود و با همه كس نيكى كند و فروختن خوب نباشد جوى جوى آب چون خوش‌طعم باشد و صافى بود زندكانى خوش كند چوب نفاق و نفاق پيشه و دروغ‌زن بود حرف الحاء حبر سياهى باشد كه بدان چيزى نويسند اكر مركّب ساخت يا خريد يا كسى به او داد به قدر آن بر وى معيشت و وسعت بهم رسد و مرادش حاصل شود حبوب ابن سيرين كويد كه حبّها خوردن كه از بهر بيمارى باشد اكر بيند شفا يافت خير و منفعت يابد و الّا بد بود حجامت كردن حضرت فرموده كه حجامت امانت از كردن بيرون كردن و شرط نمودن و ملك يافتن و شاد شدن و با امراء صحبت داشتن و سنّت رسول خدا ص نكاه داشتن بود و اكر عامل بود عزل شود حجّ ابن سيرين كويد كه اكر كسى بيند كه حج مىرفت حجّ او را روزى شود و اكر بيمار بيند شفا يابد دانيال ع كويد كه ديدن حجّ تزويج كردن و كنيزك خريدن و زيارت سلطان عادل كردن و نيكى با مردم نمودن و سعى كردن در كار خود و ثواب و زيارت اهل و عمل نيك نمودن و اگر بيند كه طواف خانهء كعبه مىكرد عمرش دراز شود و از امامى بوى فايده رسد و كارش نيكو كردد و اكر بيند كه در كعبه نماز مىكند از بزركان كارش نظام كيرد حجر الاسود اكر بيند دست بر حجر الاسود زد و اقتداء نمود از اهل حجاز بوى نفع رسد و اكر بيند حجر الاسود را كند بر مذهب باطل رود و اكر بيند كه حجر الاسود را بر جاى خود نهاده به راه صلاح آيد حدّ زدن فراهم كردن كارهاى زنان بود و اكر بيند كه او را حدّ زدند به قدر آن كارهاى زنان كند حربه به فارسى نيزه كوتاه بود حضرت صادق ع فرمايد كه دولت و ملك و عمر دراز و ظفر يافتن و رياست و منفعت بود و اكر بيند كه حربه در دست او شكست از دشمن او را مضرّت رسد حرم كرمانى كويد كه اكر بيند در حرم پادشاه يا در حرم كعبه بود از آفتها ايمن بود و او را حجّ روزى شود حرير پرنيان است ذكر شد حساب با كسى حساب كردن در عذاب افتد و حضرت فرمود كه حساب قيامت ديدن عذاب از پادشاه كشيدن و مشغولى و سختى و رنج و خيال و اندوه و عمر كوتاه بود حصار در حصار شدن از شرّ دشمن نجات يابد و اكر بيند كه از حصار برآمد دشمن بر وى ظفر يابد حصير زن و منفعت و استادكارى كه از آن كار او را ملامت رسد باشد و اكر بيند كه كسى به او حصير داد بزركى يابد حقنه